آرام، زیبا، مقتدر
واقعا چه چیز بیشتری میتوان گفت؟
پینوشت1: بازی منظم و زیبا و آرامِ آلمان به کنار، آنچه شیرینی پیروزی را برای کسی مثل من دوچندان که نه، صدچندان میکند این است که امشب رسما یکی از آن تیمهای پرمدعای هوچیگری شکستخورده سر به زیر انداخت که شلوغبازیهای بیمورد مربی و افههای نمایشی بغض و حسرت بازیکنانش زبانزد خاص و عام بوده و هست. پرتقال البته مثل ایتالیا کثیف نیست اما در به راه انداختن هیاهوهای سرسامآور بر سر هیچ، دستکمی از رنگ چرک آبیها ندارد.
پینوشت2: آقایون هلندی ما فینال منتظریم، قول میدیم اگه سعی کنین و تا فینال خودتون رو برسونین، اونجا یه تخفیفی قائل بشیم و با اختلاف حداکثر یکی دو گل نایبقهرمانتون کنیم، اینم امتیاز تشویقی، حالا برید تو زمین ببینم چی کار میکنید.
پینوشت3: كل بازی، از سوت آغاز تا سوت پایان، یكسره كُریِ smsی میخواندیم برای ریز و درشت دوستان جمیعا؛ نیازی به گفتن نیست البته اما خب، وقتی زبانبازیهای سرخوشانه و كنایهآمیز ما با زیبایی مبهوتكننده و رویایی آلمان همراه شود، مشارالیههای عزیز را به سكوتی میكشاند عجيب بهيادماندنی، انبوه smsهای خالی و فریادی بیكلام حاكی از آنكه: آقا ما رسما كم آوردیم، جون عزیزت بیخیال شو:)
پینوشت آخر: وا! چیه خب؟ آدمیزاده دیگه، به كُری زنده است، غیرِ اینه؟